تلاش كنيم همان گونه باشيم كه مي گوييم. تلاش كنيم همان گونه رفتار كنيم
كه از ديگران انتظار داريم.تلاش كنيم آنگونه رفتار كنيم
كه گرفتار عذاب وجدان نشويم.
تلاش كنيم تا راست گويي و صداقت عادت ما شود.
تلاش كنيم هميشه دنبال يادگيري باشيم.
تلاش كنيم با پيدا كردن دوستان جديد
دوستان قديمي را هم حفظ كنيم.
تلاش كنيم براي خوب كار كردن
خوب هم استراحت كنيم.
تلاش كنيم اگر از كسي رنجيده ايم،
با خود او صحبت كنيم، نه پشت سر او.
تلاش كنيم وقتي به موفقيتي مي رسيم،
آنهايي كه در اين راه به ما كمك كرده اند را فراموش نكنيم.
تلاش كنيم تا عهدي شكسته نشود و اگر هم مي شكند،
ما شکننده آن نباشيم.
تلاش كنيم تا باور كنيم ديگران وظيفه اي در قبال ما ندارند و عامل سعادت يا شقاوت هر كس خود اوست.
تلاش كنيم قدردان لطف ديگران باشيم
و با رفتار و گفتارمان آنها را از محبت پشيمان نكنيم.
تلاش كنيم به هر چيز آنقدر بها بدهيم
كه استحقاقش را دارد.
و
تلاش كنيم دنيا را با زيبايي هايش ببينيم.
پروردگارم، مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است، و هر زمزمه ای بانگ عزایی، و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم، در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود! افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟ ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟ را بپوشان بعد با من حرف بزن . گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
دوم مستی دیدم که ...
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت
در این جهان خودت را با هیچکس مقایسه نکن،چون در این صورت خود را تحقیر کرده ای.
هیچکس قفل بدون کلید نمی سازد،خداوند نیز هیچ مشکلی را بدون راه حل نمی گذارد.
وقتی تو دلگیری زندگی تو را ریشخند میکند،آنگاه که خوشحالی زندگی به تو لبخند میزند.
زنگی به تو تعظیم میکند هر گاه که دیگران را شاد کنی.
انسان موفق داستان زندگی پر رنجی دارد، هر داستان پر محنتی را پایانیست موفقیت آمیز
سختی ها را بپذیر و برای موفقیت آماده شو.
اشتباهات دیگران را قضاوت کردن آسان است و پذیرفتن خطای خود چه مشکل!
پوشیدن کفش راحت تر از فرش کردن کل زمین است.
هیچکس نمی تواند شروع به گذشته را تغییر دهد، ولی همه می توانند برای پایانی موفقیت آمیز
شروع جدیدی داشته باشند.
اگر مشکلی قابل حل است نگرانی وجود ندارد، اگر مشکلی قابل حل نیست نگرانی چه حاصلی دارد؟
اگر فرصتی را از دست دادی اشک در چشمانت حلقه نزند،چرا که باعث می شود فرصت های بهتر پیش رویت را نبینی.
تغییر چهره چیزی را عوض نمی کند،ولی دگرگونی درون همه چیز را تغییر میدهد
از دیگران شکایت نکن اگر طالب آرامشی خودت را تغییر ده.
اشتباهات هنگام وقوع دردناکند،ولی بعدها همین اشتباهات خود تجربه اند و راهنمای موفقیت.
وقت شکست شجاع باش و هنگام پیروزی متین
طلای گداخته جواهر میگردد مس چکش خورده سیم وسنگ حجاری شده مجسمه.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه بدهند هدف رسیدن به نوک یک برج 7 متری بود.
قورباغه ها باید از آن بالا می رفتند و نمی افتادند وگرنه بازنده بودند این برج 6 پله داشت 5 پله یک متری و یک پله 2 متری.
همه ی قورباغه ها به نوبت به برج رسیدند و تلاش شروع شد.
پله اول" پله دوم" پله سوم" پله چهارم و.....
ادامه مطلب...
آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند؟
آیا میدانستید آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند؟
آیا میدانستید که سه جمله ای که بیان آنها از همه ی جملات سختر است
دوست دارم
متاسفم و
به من کمک کن میباشد؟
آیا میدانستید که آنهایی که فرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود برخوردارند؟
آیا میدانستید که کسانی که زرد میپوشند از زیبایی خود لذت میبرند؟
و آیا میدانستید که کسانی که مشکی به تن میکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند؟
آیا میدانستید که زمانی به کسی کمک میکنید اثر آن دوبار به سوی شما برمیگردد؟
آیا میدانستید که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رودرو بیان کردن آنهاستٰ اما ارزش رودرو گفتن بسی بیشتر است؟
آیا میدانستید که اگر چیزی را با ایمان از خدا بخواهید به شما عطا خواهد شد؟
1-هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود
2-دوست دارم نه به خاطر شخصیت توٰ بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم
3-اگر کسی تو را آن طور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تورا با تمام وجودش دوست ندارد
4-بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید
5-دوست واقعی تو کسی است که دستهای تورا بگیرد ولی قلب تو را لمس کند
6-هرگز لبخند را ترک نکنٰ حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود
7-تو ممکن در تمام دنیا یک نفر باشی ٰولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی
8-هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگذران
9-شاید خدا خواسته باشدکه ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب راٰ به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی
10-به چیزی که گذشت غم مخورٰبه آنچه پس از آن آمد لبخند بزن
11-همیشه مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی
12-خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد
13-زیاد از حد خود را تحت فشار نگذارٰبهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری
من از خدا خواستم...
من از خدا خواستم پلیدیهای مرا بزداید
خدا گفت:نه..
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم. بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی
من از خدا خواستم بدنم را کامل سازد
خدا گفت:نه..
روح تو کامل است. بدن تو موقتی است
من از خدا خواستم به من شکیبایی دهد
خدا گفت:نه..
شکیبایی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبایی دادنی نیست بلکه بدست آوردنی است
من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
خدا گفت:نه..
من به تو برکت میدهم خوشبختی به خودت بستگی دارد
من از خدا خواستم تا از دردها آزادم سازد
خدا گفت:نه..
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد
من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت:نه..
تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی
من از خدا خواستم به من چیزهایی دهد تا از زندگی خوشم بیاید
خدا گفت:نه..
من به تو زندگی می بخشم تا تو از همه ی آن چیزها لذت ببری
من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگری را همان طور که او دوست دارد دوست داشته باشم
خدا گفت:......سرانجام مطلب را گرفتی
امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده
باشد که خداوند تورا برکت دهد...