نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

رسول ترک

درحالی که مست بود ناگاه چشمش به پرچم امام حسین افتاد

رفت داخل هیئت اما راش ندادن

وببینید که چه شد

...........

دانلود

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

 

مردی جوان،لات،چاقوکش که گهگاهی هم شراب میخورد

اما روز آخر ذی الحجه به احترام امام حسین کنار میذاشت

وچون قدرتمند بود علم کش هیئت شد و از زمانی که او علم کش شد

رفته رفته از تعداد سینه زنان کم شد مردم دیگه هیئت نمیومدند

وقتی از مردم علت رو جویا شدند دیدن همه به خاطر قاسم نمیان

چون دید خوبی نسبت به او نداشتند

به این خاطر تصمیم گرفتند به قاسم بگن دیگه هیئت نیاد

.........

دانلود در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

مسیحی و ابوالفضل

داستان مردی با زن و دخترش در روز تاسوعاٰٰ، سوار بر ماشین سنگین در جاده بندرعباس، که ناگاه ماشین ترمز می برد

حجم:8.8mb

زمان:12.45

دریافت

 

داستان طفلان مسلم از کافی

حجم:2.7mb

زمان:18.25

دریافت

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(2)

داستان جوانی گناهکار که به قول خود سرطانی بود اما تنها یک شب به حضرت زهرا اعتماد کرد و گناه نکرد و وضع او دگرگون شد

دانلود کنید خیلی قشنگه

حجم:3.28mb

زمان:13.59

دانلود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(2)

داستان وداع حضرت عباس با امام حسین

حجم:5.97mb

زمان:6.31

دریافت

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

داستان مردی کفن دزد که گناهی بزرگ مرتکب شده و با چشمانی گریان سراغ پیامبر می آید اما پیامبر که رحمت العالمین است او را از خود به خاطر گناهش طرد می کند، مرد هم روانه بیابان می شود....

حتما به  ادامه مطلب برید و دانلود کنید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 05 آبان 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 30 مهر 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

با نگاه به تصویر زیر ببیند که در هر روز و هر ساعت که عطسه میکنید تعبیرش چیه؟؟؟

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(2)

یک سخنران معروف در یک جلسه‌ای یک اسکناس در جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.
سخنران گفت: بسیار خوب! من این اسکناس را به یکی از شماها خواهم داد ولی قبل از آن می‌خواهم کاری بکنم.
سپس در برابر نگاههای متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز حاضر است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهای حاضرین بالا رفت.
این بار مرد، اسکناس را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟
باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان من!‌ با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم چیزی از ارزشهای اسکناس کم نشد و همه شما خواهان آن هستید و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همینطور است.
ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که می‌گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می‌شویم، خم می‌شویم، مچاله می‌شویم، خاک آلود می‌شویم و احساس می‌کنیم که دیگر ارزش نداریم. ولی اینگونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمی‌دهیم و هنوز برای افرادی که دوستمان دارند آدم با ارزشی هستیم.

 

آرام باشید و بدانید که همه چیز را نمیتوا‌نیم ‌تغییر دهیم.
و با شهامت آنچه را که می‌توانید، تغییر دهید.
اینها به شما ارزش واقعی خواهد داد.
حتی اگر مچاله و خاک آلود شوید . . .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 مهر 1392 توسط farda2 | ارسال نظر(0)

دانلود کنید و لذت ببرید.

گوش بدین خیلی آرامش میده...

sahel

Slow hand

Something in your eyes

Sorry But I Love You

Spring Day

Stairway to Heaven

Straight from the heart

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران