خدایا
نرسان زمانی را که برای زندگی
همه چیز داشته باشم
غیر از زمان.......
خدای من...!
نه آنقدر پاکم که کمکم کنی.........
نه آنقدر بدم که رهایم کنی..........میان این دو گمم.....هم خودرا و هم تو را آزار می دهم
هر چقدر تلاش می کنم....
نتوانستم آنی باشم که تو خواستی......
اگر تو رهایم کنی....
آنقدر بی تو تنها هستم
که بی تو یعنی هیچ
یعنی پوچ..... خدایا پس مرا ببر
ببر به آنچه خودت میخواهی
پروردگارا.........
هیچ وقت رهایم نکن.....

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم مثل ساعتهایی که صبح دلسوزانه میزنگن.
و در میان خواب و بیداری بر سرشان میکوبیم.
بعد میفهمیم چقدر دیر شده...
.خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود
تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.. با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت..
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد..تنها کسی است که وقتی همه رفتند می ماند..
وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید..
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود..
و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدنت آرام میگیرد نه با تنبیه یا تهدید کردن..
در شب آرزوها خدا را برایت آرزو دارم..........

غصه ها را با قاف بنویس
آنگاه به راحتی می توانی از آنها بگذری
قصه زندگیت بی غصه باد

من امیدی را در خود بارور ساخته ام
تار و پودش را با عشق تو دوخته ام
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت
***
***
***
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز از بود به هست
باز از خاموشی تا فریاد****
خدا را از داشته هایت برداری فقیرترینی، اورا به نداشته هایت اضافه کنی غنی ترینی، اینک ای مومن از چه احساس ضعف میکنی؟
بیش از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداشته باشی با این حال هرگز از تلاش دست برندار، بدان حتما موفق خواهی شد
هیچ کس لیاقت اشک های تورا ندارد چون اگر داشت باعث گریه های تو نمی شد
به مردم اعتماد کن اما مواظب باش به کسی که به تو خیانت کرده دوباره اعتماد نکنی
در هر زمان عاشق چیزی باش اما قبل از آن بدان آیا ارزش عشق تورا دارد یا نه
هرگاه به آنچة که از آن تو نیست تعصب ورزی به چیزی که از آن توست غفلت ورزیده ای...

خنده های تو آرزوهای منند
بخند...
تا برآورده شوند................
افسوس ميخورم چرا...؟ چرا با رفتن تو...........بهار مي آيد؟
آمدي در سرماي زمستان...... به سردي زمستان بودي....
به غم انگيزي شب هاي تنهايي....به خشكي برف.....
ميروي...............بهار مي آيد..............
به نظر معامله خوبي است...اميد آن دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند..
چه اميد مبهمي.........گردش روزگار خطا ندارد....
زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند..
سال نو مبارك@

من از نسل "ماسه" نيستم
كه به نسيمي
رد پاي عزيزانم را از ذهن پاك كنم
من از نسل "صدفم "
كوچكترين يادشان را
به مرواريدي گرانبها مبدل مي سازم.