نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 اسفند 1398برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

پروردگارم، مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است، و هر زمزمه ای بانگ عزایی، و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم، در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 خرداد 1395برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

کلیپایی بسیار قشنگ و با حجم های کم و کیفیت بالا

می خواهید اول مراسم یه کلیپ قشنگ پخش کنید، کسی حاضر نیست بیاد قران بخونه، پس بیاید اینارو دانلود کنید

اینم لینکشاون * لینک مستقیم* لینک مستقیم *لینک مستقیم * لینک مستقیم *

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 آبان 1394برچسب:همراه تو بهار+ عبور, توسط میلاد سهیلی |

مانند یک بهار،

مانند یک عبور

از راه می‌رسی و مرا تازه می‌کنی

همراه تو هزار عشق از راه می‌رسد

                                     همراه تو بهار...

بر دشت خشک سینه‌ی من

                                  سبز می‌شود وقتی تو می‌رسی

در کوچه‌های خلوت و تاریک قلب من مهتاب می‌دمد

                                      وقتی تو می‌رسی

ای آرزوی گم شده‌ی بغض‌های من

                                        من نیز با تو به عشق می‌رسم.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 مهر 1394برچسب:صبر+ روزگار, توسط میلاد سهیلی |
هرگز هيچ روز زندگيت را سرزنش نكن!
روز خوب به تو شادي مي دهد ، روز بد تجربه و بدترين روز به تو درس
فصلها براي درختان هر سال تكرار مي شود...! اما فصلهاي زندگي انسان تكرار شدني نيست.
تولد.... كودكي.... جواني.... پيري.... و ديگر هيچ....
تنها زماني صبور خواهي شد كه صبر را يك قدرت بداني نه يك ضعف!
آنچه ويرانمان مي كند روزگار نيست~~~ حوصله كوچك و آرزوهاي بزرگ است...!
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 آذر 1393برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

خدایا

نرسان زمانی را که برای زندگی

همه چیز داشته باشم

غیر از زمان.......

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 4 تير 1393برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

خدای من...!

نه آنقدر پاکم که کمکم کنی.........

نه آنقدر بدم که رهایم کنی..........میان این دو گمم.....هم خودرا و هم تو را آزار می دهم

هر چقدر تلاش می کنم....

نتوانستم آنی باشم که تو خواستی......

اگر تو رهایم کنی....

آنقدر بی تو تنها هستم

 که بی تو یعنی هیچ

یعنی پوچ.....            خدایا پس مرا ببر

ببر به آنچه خودت میخواهی 

پروردگارا.........

هیچ وقت رهایم نکن.....

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 8 خرداد 1393برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم مثل ساعتهایی  که صبح دلسوزانه میزنگن.

و در میان خواب و بیداری بر سرشان میکوبیم.

بعد میفهمیم چقدر دیر شده...

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 11 ارديبهشت 1393برچسب:, توسط میلاد سهیلی |

.خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود

تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.. با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت..

تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد..تنها کسی است که وقتی همه رفتند می ماند..

وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید..

وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود..

و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدنت آرام میگیرد نه با تن